خانه        بایگانی

فريبا كوثري بازيگر نقش آذر در مجموعه تلويزيوني «بي‌صدا فرياد كن » [چهارشنبه، 28 آذرماه 1386] فريبا كوثري بازيگر نقش آذر در مجموعه تلويزيوني «بي‌صدا فرياد كن »

بعد از بازي در سريال «معصوميت از دست رفته» يك بار ديگر با حضور در «مختارنامه» تجربه همكاري با داوود ميرباقري را تكرار كرد، (حتما خاطرتان هست كه چقدر زيبا از پس كاراكتر مظلوم ماريا برآمد).

بازيگر نقش آذر مجموعه جديد فخيم‌زاده وقتي براي بازي در مجموعه «بي‌صدا فرياد كن» دعوت شد كه در مختارنامه نيز با اين هنرمند همبازي بود حضور در اثري كه روند توليدش به مثابه يك پروژه سينمايي بود و همبازي شدن با بازيگري كه خود كارگرداني و رهبري گروه را به دست داشت امروز براي اين بازيگر حرف‌هاي زيادي دار د، با هم مي‌خوانيم.


به عنوان اولين تجربه همكاري با مهدی فخيم‌زاده چقدر احساس رضايت داريد؟
قبل از كار، دوستان مي‌گفتند كه آقاي فخيم‌زاده سر صحنه بسيار سختگير و جدي هستند ولي من از كار كردن با ايشان خيلي لذت بردم و تجربه خيلي خوبي برايم بود. يكي از خصوصيات خوبي كار با آقاي فخيم‌زاده اين بود كه ايشان بسيار انسان منضبطي هستند و طبق برنامه‌ريزي سر ساعت كار را شروع مي‌كنند و به نظم بسيار اهميت مي‌دهند، فكر مي‌كنم هر بازيگري دوست داشته باشد با آقاي فخيم‌زاده كار كند و من هم از اين قاعده مستثني نيستم.
بيشتر توضيح دهيد شاخص‌ترين ويژگي كارگرداني ايشان را در چه ديديد.
مي‌دانيد كه مجموعه‌هاي آقاي فخيم‌زاده معمولا در ژانرهاي پليسي است و هميشه هم كارهايشان بيننده خودش را دارد. هر بازيگري هم دوست دارد كه با يك كارگردان محبوب كار كند و معمولا تا زماني كه با آقاي فخيم‌زاده همكاري نداشته باشيد نمي‌توانيد به ويژگي‌هاي كارشان پي ببريد. آثار ايشان معمولا توليدات خاصي است و ژانر پرمخاطب دارد. كنترل خوبي روي بازيگر دارد. از كساني است كه در اين حرفه ثابت‌قدم و صاحبنام بوده و در مقام يك پيشكسوت بسيار قابل احترام هستند.


البته پيش از اين همكاري ظاهرا شما با آقاي فخيم‌زاده در مجموعه تاريخي «مختارنامه» همبازي بوده‌ايد؟
درست است. اولين تجربه بود.
بازي در مختارنامه چقدر در انتخاب شما براي اين نقش موثر بود و اينكه اصلا از چه زماني فخيم‌زاده شما را در جريان نقش آذر قرار دادند؟
راستش همكاري من با آقاي فخيم‌زاده در مختارنامه مربوط به قبل از ساخت اين مجموعه بود و البته زماني كه آقاي فخيم‌زاده در حال ساختن مجموعه «حس سوم» بودند قرار بود در مختارنامه بازي كنند. يعني همكاري من با ايشان زماني بود كه هنوز ساخت مجموعه «حس سوم» شروع نشده بود. سريال «حس سوم» را با خانم مقانلو شروع كردند. بعد از آن هم من اصلا در جريان نوشتن فيلمنامه جديد ايشان نبودم. زماني كه مي‌خواستند كار را شروع كنند و زمان بستن قراردادها بود كه با من تماس گرفتند و گفتند كه چنين نقشي است و من را انتخاب كردند. بعد از آنكه آقاي فخيم‌زاده تصويربرداري «بي‌صدا فرياد كن» را شروع كردند ساخت اين سريال همزمان شد با همكاري مجدد ما در «مختارنامه» داوود ميرباقري.
شخصيت آذر و خانواده غلام در اين مجموعه با خانواده ايرج در مجموعه «حس سوم» و با بازي نسرين مقانلو بي‌شباهت نيست، اين قضيه چقدر براي شما مهم بود؟
من فكر مي‌كنم اين شبيه بودن بيشتر از اين جهت است كه در اين دو مجموعه شاهد حضور همسر و دختر نقش اصلي داستان هستيم. به هر حال آقاي فخيم‌زاده نقش‌هاي خاصي را براي خودش انتخاب مي‌كند، اين موضوع شايد به نوعي باعث به‌وجود آمدن حس و حال همان خانواده در سريال «حس سوم» باشد اما بايد صبر كرد و ادامه مجموعه را ديد چون تاكنون حدود 5 تا 6 قسمت پخش شده است و براي قضاوت كردن كمي زود است و معمولا بعد از گذشت حدود 12-10 قسمت از يك سريال مي‌توان در مورد بازتاب آن در بين مردم صحبت كرد.
در اين مجموعه شما پارتنر اصلي آقاي فخيم‌زاده بوديد. قبل از ضبط چقدر تمرين داشتيد؟
اصلا تمرين نبود، يعني بازيگر بايد آماده سركار مي‌رفت، آقاي فخيم‌زاده كار را توضيح مي‌داد كه مثلا قبلا چه اتفاقي افتاده و بعدا چه اتفاقي خواهد افتاد و ... هر مشكلي هم اگر بود با راهنمايي‌ ايشان و قبل از شروع ضبط حل مي‌شد.
برخي معتقدند آثار تلويزيوني فخيم زاده كاملا داراي استانداردهاي سينمايي است تا تلويزيوني و براي بازيگر تجربه نزديكي از بازي در يك اثر سينمايي محسوب مي‌شود، با اين داوري موافق هستيد؟
آنچه از نزديك در همكاري با ايشان تجربه كردم، اين بود كه ديدم نسبت به ساير مجموعه‌هاي تلويزيوني از ريتم تندتري برخوردار است و شايد به همين دليل است كه گاهي بازيگر احساس نمي‌كند كه مجموعه تلويزيوني كار مي‌كند. دليل ديگر اين موضوع هم به نظر من اين است كه آقاي فخيم‌زاده در واقع كارگردان سينماست و قبل از اينكه وارد تلويزيون شوند و سريال بسازند، در سينما فعاليت مي‌كردند. بنابراين چنين چيزي نمي‌تواند دور از انتظار باشد كه روند توليداتشان چه به جهت انتخاب عوامل توليد و چه شيوه كارگرداني واجد يك نگاه سينمايي باشد.
ولي به نظر من اين يك حسن كار است. شخصا ريتم تند آثار ايشان را دوست دارم. البته گاهي اوقات نوع قصه هم ايجاب مي‌كند كه كار چنين ريتم تندي داشته باشد يا برعكس ريتم كند و آهسته‌اي داشته باشد.
با توجه به اينكه ايشان كارگرداني و بازيگري را همزمان انجام مي‌دادند، براي شما كه پارتنرشان بوديد اين موضوع چه معايب و مزايايي مي‌توانست داشته باشد؟
براي من مشكلي نبود. فشار اصلي مستقيما روي شخص آقاي فخيم‌زاده بود. ايشان در عين حال كه مي‌بايست بازي من را به عنوان بازيگر مقابلش كنترل مي‌كرد، بايد بازي خود را هم كنترل مي‌كرد و همزمان كارگرداني هم مي‌كرد. نكته جالب اين بود كه زماني كه ايشان مقابل من بازي مي‌كرد، من ديگر به ايشان در حكم كارگردان نگاه نمي‌كردم و گاهي اوقات هم اين احساس به من دست مي‌داد كه همان‌طور كه ايشان در حال بازي هستند، همزمان بازي مرا هم كارگرداني و كنترل مي‌كنند. فكر مي‌كردم ايشان با حس و توانایی فراتر از یک بازیگر - کارگردان در حال بررسي بازي من است در صورتي كه توليداتي كه كارگردان فقط كارگرداني مي‌كند، وقتي بازي مي‌كنيد، مي‌دانيد كه كس ديگري هست كه كار شما را مي‌بيند و هدايت مي‌كند ولي در كار با آقاي فخيم‌زاده، گاهي اين كشمكش فكري را داشتم كه مثلا من كارم را درست انجام دادم، يا آيا ديالوگم را درست گفتم، الان به عنوان پارتنر به من نگاه مي‌‌كند يا به عنوان كارگردان كه معمولاً‌در اين مواقع بعد از ضبط از ايشان سوال مي‌كردم كه مثلا كار خوب بود؟ در مجموع مشكلي وجود نداشت؟ البته بايد اين نكته را هم اضافه كنم كه بعد از اتمام ضبط، پلان‌ها را در مانيتور مي‌ديدند تا اگر اشكالي وجود داشت، رفع
كنند.
معمولاً در انتخاب نقش‌ها معيار انتخابتان چه چيزهايي است؟
قصه، كارگردان و بازيگران مقابل.
و اولويت‌تان؟
كارگردان، چون معتقدم كارگردان خوب هيچ وقت كار بد نمي‌سازد.
از تلاشي كه براي رسيدن به شخصيت آذر داشتيد بگوييد؟
از اين آذرها، در كشورمان كم نداريم در جامعه از اين افراد بسيار زياد هستند.
بازيگر هر شخصيتي را كه بازي مي‌كند آدم‌هايي هستند كه حتماً در جامعه و بيرون از خانه وجود دارند و بازيگر بايد اين آدم‌ها را پيدا كند، با خودش يكي كند و وقتي هم كه كار تمام شد آن شخصيت را رها كند تا به دل جامعه بازگردد. من فكر مي‌كنم امثال آذر، كساني كه براي زندگيشان براي حفظ و تداوم آن مي‌كوشند كم نيستند. اين شخصيت‌ها، تيپ‌سازي نيستند كه بگوييم مثلاً شخصيت معتاد است يا رواني و... شخصيت‌هايي مانند آذر، زن‌هايي هستند كه در جامعه مانند يك مرد كار مي‌كنند و زندگيشان را مي‌چرخانند.
برخي پلان‌ها واقعاً مويد اين مساله است مثلاً وقتي آذر، غلام را بعد از بازگشت از تبعيد مي‌بيند با او به شدت برخورد مي‌كند و هرچه در اطرافش هست را از شدت عصبانيت به سمت او پرتاب مي‌كند در جايي ديگر مي‌بينيم كه در پنهان‌سازي جسد به غلام كمك مي‌كند و... او فقط به حفظ خانواده فكر مي‌كند؟
آذر در هر حال مي‌خواهد نهاد خانواده‌اش را حفظ كند براي همين به غلام كمك مي‌كند. به هر حال در شرايطي قرار مي‌گيرد كه به‌خاطر علاقه به شوهر و خانواده‌اش حاضر به اين همكاري مي‌شود و در آن موقعيت جايي براي مخالفت ندارد.
شما در مجموعه «معصوميت از دست رفته» توانستيد مخاطبان زيادي را به سمت شخصيت ماريا جذب كنيد، فكر مي‌كنيد در اين مجموعه شخصيت آذر هم از اين اقبال برخوردار خواهد بود؟
من فكر مي‌كنم كل داستان بتواند مخاطبان زيادي را جذب كند نه شخصيت‌ها. به طور مجزا چون به هر حال مجموعه «معصوميت از دست رفته» خيلي متفاوت بود و فكر مي‌كنم بعد از پخش بتوانيم اين قضيه را بسنجیم.
پيش‌بيني هم در اين مورد نمي‌كنيد؟
نه به هيچ عنوان. چون مردم ما بسيار متفاوتند و خواسته‌هايشان هميشه تغيير مي‌كند.
به نظر شما نقش مكمل چقدر مي‌تواند به موفقيت يك مجموعه تلويزيوني كمك كند؟
من اعتقادي به نقش اصلي يا مكمل ندارم. اگر همه چيز اعم از فيلمنامه، كارگرداني و... خوب باشد، نتيجه خوب خواهد شد.
حتي اگر نقش مكمل بسيار كوتاه باشد؟
زماني پيش مي‌آيد كه نقش مكمل از نقش اصلي بيشتر طرفدار پيدا مي‌كند. من فيلم‌هايي را ديدم كه نقش مكمل خيلي بهتر از نقش اصلي كار كرده است و بهتر هم ديده شده است.
آیا جز بازيگري دغدغه ديگري هم داريد؟
به هيچ عنوان، دغدغه اصلي من تنها بازيگري است و فكر مي‌كنم اگر بتوانم يك كار را درست انجام دهم بهتر از اين است كه چند نوع كار متوسط يا ضعيف انجام دهم، ترجيح مي‌دهم كه تمام وقتم را صرف بازيگري كنم.
فكر مي‌كنيد در سينما و تلويزيون ايران چقدر تثبيت شده‌ايد و چه جايگاهي داريد؟
من به محبوبيت بيشتر از معروفيت اعتقاد دارم ولي همين اندازه كه مي‌بينم كه هر كاري كه قرار است ساخته شود حداقل جزو 5 كانديداي اصلي هستم. مي‌بينم كه هنوز جاي خودم را دارم. به هر حال وقتي آدم مي‌بيند كه همه جا صحبتش مي‌شود و براي هر كاري كه ساخته مي‌شود به او هم فكر مي‌كنند، احساس مي‌كند، توانسته جايگاه و ثباتي براي خودش به دست بياورد. آرزو مي‌كنم در هر كجاي اين حرفه كه هستم جاي خوبي باشد.



نوشته شده توسط mahiar
بازدید: 367 نفر

:جستجو

30 مطلب آخر:

» فريبا كوثري بازيگر نقش آذر در مجموعه تلويزيوني «بي‌صدا فرياد كن »
» "مازيار ميري" در بيمارستان بستري شد
» ژيلا صادقي با اجراي «خونه من، خونه تو»
» بهاره رهنما:جشنواره امسال هم داراي نقص است
» «آموزش بازيگري در دانشگاهها در حد زير صفر است»
» «نيكي كريمي» و شاعران زن چيني
» علي دهكردي در سريال جديد سيروس مقدم
» "كاكا" مرد سال 2007 فوتبال جهان
» بسياري از اصول و قواعد را در "اتوبوس شب" زير پا گذاشتم
» محمود پاك‌نيت و محمدرضا هدايتي بازيگران جديد سريال در چشم باد
» مذاكره با «رضا صادقي» براي خواندن ترانه «قرنطينه»
» پژمان بازغي و كوروش تهامي به باغ شاطر رفتند
» تصویربرداری "آرزوهای شیرین" با بازي همتي
» مهران مديري، مشغول ساخت يه شاهكار ديگه
» عبدی با "جاده آسمان" در شبکه دو
» «راز مهتاب» براي شبكه اول کليد خورد
» پايان «خواب زمستاني» با بازي «لادن مستوفي» در جاده كرج
» نشان طلايي بارگاه مولانا بر سينه‌ي شهرام ناظري نشست
» «اميركبير» دست از سر من بر نمي‌دارد
» مجموعه سي دي‌هاي «گنج مظفر» اسفندماه به بازار مي‌آيد
» نگاهي به سريال «ساعت شني»
» تازه‌‌ترين تجربيات يك بازيگر در گفت‌وگو با داريوش اسدزاده
» «چهره به چهره»؛ فيلمبرداري در خيابان به جاي لواسان
» فيلم‌نامه‌ي "لبه‌ي پرتگاه" بهرام بيضايي كتاب شد
» گفتگو با ايرج نوذري:يلدا با بوي پدر
» جنجال بر سر ویزای حج بازیگر معروف عرب
» جشنواره فیلم کوثر به فضا سازی اجتماعی کمک می کند
» نگاهي به موسيقي فيلم‌ها و سريال‌ها
» ايرانسل:تو رو خدا جايزه بگيريد
» دايي:يک‌ دقيقه‌ هم‌ نمى‌ماندم‌
بیشتر ...

بایگانی:

ماهانه
December 2007

November 2007

October 2007

September 2007

August 2007

July 2007

April 2007

March 2007

February 2007

January 2007

December 2006

November 2006

موضوعی
Bollywood
Fun
HollyWood
Iran Cinama
News IT
Other
Science
Sport

دوستان:

   


Copyright 2006 Tafrihi , All Rights Reserved