خانه        بایگانی

روح بیلی وایلدر مرا ببخشد [یکشنبه، 2 تیرماه 1387] روح بیلی وایلدر مرا ببخشد

اگرچه «زن ها فرشته اند» در مقایسه با فیلم اول شهرام شاه حسینی «کلاغ پر» اثری قصه گوتر و پرکاراکترتر است، اما باز هم با نوع مطلوب فیلمسازی عامه پسند که حتی خود شاه حسینی هم به آن معتقد است، فاصله دارد. شاه حسینی آگاهانه برای ثبات جایگاهش در سینما و برخلاف پیشینه فیلمسازی کوتاهش وارد جریان سینمای عامه پسند و تجاری شد و البته فیلم های او در رسیدن به هدف اصلی خود که جذب تماشاگر بود موفق عمل کردند. پس از این دو فیلم گویا او قصد دارد تجربه های دیگری از سینما که به ذهنیاتش نزدیک تر است را هم پشت سر بگذارد. مصاحبه روزنامه اعتماد با وی را بخوانید:

● زمانی که فیلم اول شما روی اکران بود، تولید فیلم دوم شما آغاز شد. در همان ایام طی مصاحبه یی عنوان کردید که فیلم دوم شما یعنی همین «زن ها فرشته اند» یک فیلم بیلی وایلدری خواهد بود. این فیلم چگونه و از چه منظری بیلی وایلدری است؟
▪ در ارائه آن مصاحبه کمی اغراق شده بود (می خندد) این حرف که شوخی است. امیدوارم روح بیلی وایلدر این گستاخی را ببخشد، ولی به هر حال بازنویسی فیلمنامه که انجام شد شوخی ها و اکت ها به خصوص در ۲۰ دقیقه اول فیلم، رفت و برگشت پلان ها، سکانس ها، تماس های تلفنی و شکل رفت و برگشتی که با طعنه های خاص خود همراه است این نکات مرا به شکلی درگیر کرده بود که یاد استاد افتادم و در توضیح کلی ماجرا از آقای بیلی وایلدر اسم بردم. والا روح کلی فیلم هیچ ربطی به سینمای ایشان ندارد. البته ما خیلی دوست داریم که به بیلی وایلدر نزدیک شویم. اول سوالت که از مصاحبه دیگری فکت آوردی فکر کردم می خواهی از همکارت در روزنامه غ...ف اسم ببری. امیدوارم مصاحبه من و تو آنگونه نشود چون از وقتی که آن مصاحبه چاپ شده دوستانم مدام به من زنگ می زنند و می گویند چرا این خبرنگار آنقدر به تو توهین کرده است. این توهین کردن مهم نیست فقط امیدوارم تو هم برای صفحه پر کردن اینجا نیامده باشی و اگر لزومی دارد در مورد «زن ها فرشته اند» حرف بزنیم اگر نه با چیزهای دیگری هم می شود صفحه را پر کرد.


● من امیدوارم گفت وگوی ما اینگونه که شما می گویید نشود. رویکرد من هم چنین چیزی نیست. برویم سر بحث فیلم. در مورد «کلاغ پر» شما عنوان کرده بودید که مشکل اصلی فیلمنامه بود انگار قرار بود «زن ها فرشته اند» مشکلات فیلمنامه یی «کلاغ پر» را نداشته باشد. بر اساس چه ویژگی هایی پیشنهاد ساختن این فیلمنامه را قبول کردید.
▪ وقتی من با آقای فرحبخش در پویافیلم دیدار کردم دو فیلمنامه برای کار مطرح بود. یکی از آنها خیلی آماده تر بود و بر اساس فرمول قبلاً جواب داده بود و آقای فرحبخش هم بیشتر با آن موافق بود. من هم آن را بیشتر دوست داشتم. قواعد یک فیلمنامه بفروش تجاری در آن رعایت شده بود. آقای فرحبخش آن را کنار گذاشت و گفت بیا یک کار جدید بکنیم در نتیجه رسیدیم به طرح «کلاغ پر» که در ابتدا عنوان دیگری داشت. می خواهم بگویم طرح «کلا غ پر» خیلی جسورانه بود که ما آن را شروع کردیم. بخشی از مشکلات فیلمنامه بود و بخش دیگرش به من مربوط می شد. در فیلمنامه «زن ها فرشته اند» من یک قصه می دیدم نه یک ضد قصه. منظورم این نیست که «کلاغ پر» ضد قصه بود. در زن ها فرشته اند فیلمنامه با ماجرا پیش می رود نه با شخصیت. قصه مرحله به مرحله پیش می رفت بنابراین «زنها فرشته اند» که امیدوارم حداقل شما آن را دیده باشید...

● بله دیدم،
▪ ...خیلی کلاسیک روایت می شود. ویژگی خیلی پیچیده و خاصی نداشت. یک جسارتی در فیلمنامه بود که مربوط می شد به شخصیت فرهاد، این شخصیت نگاهی داشت که می خواست همه چیز را تجربه کند و سرش به سنگ می خورد. این نکته را دوست داشتم. می خواستم خیلی روان و راحت بدون پیچیدگی های سمبلیک بی دلیل آن را نشان بدهم.

● اگر بخواهیم با این پیش فرض که این داستان کلاسیک است و کلاسیک تعریف می سشود و ساختاری سه پرده یی دارد به فیلم نگاه کنیم این سوال به وجود می آید که کدام اتفاق در فیلم مسیر داستان را عوض می کند؛ مواجه شدن لیلا(مهتاب کرامتی) با زن دیگری(لیلا اوتادی) در کنار همسرش است؟ یا ورود شخصیت نازنین (نیکی کریمی) به فیلم که به طور کلی سیر داستان را تغییر می دهد. برای این نیت اتفاق اول خیلی زود است و اتفاق دوم خیلی دیر.
▪ درست است که ما می خواستیم یک قصه کلاسیک تعریف کنیم اما دنبال این نبودیم که نقاط عطف را بر اساس تعاریف موجود لحاظ کنیم. ما در جلساتی که با آقای رفیع زاده داشتیم هدفمان این بود که مخاطب را حفظ کنیم و مدام نقطه اوج بگذاریم و برای ما مهم نبود که بر اساس اصول کلاسیک داستان نویسی پیش برویم. اتفاق اول که زن فرهاد با سیمین در منزل خودش مواجه می شود به تنهایی یک ضربه محکم و کوبنده بود اما من دوست داشتم ورود شخصیت نازنین هم چنین تاثیری بگذارد. هرچند که بد برگزار شده و خوب درنیامده و تاثیر اتفاق اول را ندارد. فکر می کنم کارگردانی آن بخش فیلم مشکل دارد.

● منظورتان صحنه برخورد اول فرهاد و نازنین است؟
▪ نه. صحنه یی که ما نیکی کریمی (نازنین) را برای اولین بار کنار مهتاب کرامتی (لیلا) در منزل لادن طباطبایی (مریم) می بینیم. اگر دقت کرده باشی وقتی اول فیلم فرهاد در را برای سیمین باز می کند تماشاگر پچ پچی با بغل دستی اش می کند و یک هول و ولایی دارد. دوست داشتم این اتفاق در آن صحنه هم بیفتد که اینگونه نمی شود. جلوتر که می رویم باز هم با اتفاق هایی از این دست روبه رو می شویم. ما در اوج باقی ماندن قصه برایمان مهم بود و خودمان را خیلی در بند اصول کلاسیک نکرده بودیم، البته خیلی موفق نبودیم.

● یعنی خودتان بر این باورید که قصه در اوج باقی نمی ماند؟
▪ به نظرم از صحنه یی که نازنین و لیلا رو به رو می شوند فیلم افت می کند تا صحنه خواستگاری. در واقع تا جایی که بحث خواستگاری مطرح می شود.

● من این را می پذیرم که شما می خواستید فیلمی بسازید که داستان در آن همیشه در اوج باشد و مخاطب را حفظ کند و آگاهانه خیلی توجهی به ساختار کلاسیک نکرده اید. طرح کلی داستان برای این نوع سینما خوب است و من را درگیر کرد اما زمانی من با فیلم درگیر شدم که نصف بیشتر فیلم رفته بود. در واقع یک سوم آخر فیلم درگیرکننده بود؛ مرد جوان زرنگی برای مال و منال دختری با او ازدواج می کند، به او خیانت می کند و همسرش متوجه می شود، مرد نمی تواند بی خیال مال و اموال همسرش شود تصمیم می گیرد به سمت او برگردد. بعد پای زن پولدار دیگری وسط می آید و او همسرش را بی خیال می شود و در نهایت مخاطب متوجه می شود این زن پولدار جدید توطئه همسر قبلی او با همراهی تعدادی زن است تا یک درس درست و حسابی به این مرد بدهد. این بازی برای من جالب بود و در قالب عامه پسند خود می توانست کمی تحرک دهنده به زنان جامعه ما باشد. فکر نمی کنید که این قصه برای مخاطب دیر آغاز می شود، چون تا پیش از ورود نازنین بحث فیلم چیز دیگری است.
▪ این مقدمه شاید طولانی بود ولی برای فیلم لازم بود. ما برای اینکه کسی را دور بزنیم نیاز داریم تا او را خوب بشناسیم. نمی توانیم ابتدا به ساکن با مردی رو به رو بشویم که چند زن می خواهند آن را دور بزنند. شاید مقدمه طولانی است اما ما باید نشان می دادیم که او زنش را در ظاهر دوست دارد و همسرش واقعاً او را دوست دارد آنقدری دوست دارد که به مشنگی می زند. شخصیتی است که به طور کلی عاشق است تا آنجا که در نهایت بعد از خیانت همسرش هم می خواهد با او زندگی کند که وکیلش نمی گذارد. آنها با هم زندگی می کنند و بعد از به وجود آمدن مشکل زن تصمیم می گیرد طلاق بگیرد و بعد از اتفاقاتی نازنین وارد قصه می شود. ما برای اینکه نازنین را ده دقیقه زودتر وارد کنیم با مشکلات خاصی رو به رو بودیم. ما نازنین و فرهاد را هیچ جای خلوتی نمی توانستیم نشان بدهیم. مدام در کافی شاپ و رستوران بودیم و آنها در فضاهای عمومی باید راجع به مسائل خصوصی شان حرف بزنند. در حالی که نازنین به عنوان یک فم فتال باید وارد قصه شود، اغواگری کند و بعد حسابی حال فرهاد را بگیرد. تو در نظر بگیر نازنین یک ربع زودتر وارد فیلم می شد مکان های تکراری و کارهای تکراری چقدر بیشتر می شد.

● چیز دیگری که برای من سوال برانگیز بود تغییر رویکرد لیلا به زندگی و رابطه اش با فرهاد بود. آن عاشق و شیدا یک مرتبه با زرنگی تمام فرهاد را دور می زند البته تا انتها کمی تردید دارد ولی در نهایت این کار را انجام می دهد.
▪ درست می گویی تناقض هایی در این شخصیت وجود دارد که بخشی از آن به من بازمی گردد و بخش دیگرش هم به متمرکز نبودن بازیگر بر نقش اش. ببین لیلایی که می رود و آن هدیه را برای فرهاد می خرد، به خاطر فرهاد نمی خواهد با دوستانش به کیش برود و با اصرار همسرش می رود با دیدن آثار لوازم آرایشی یک زن روی لیوان به فرهاد مشکوک نمی شود چون او به فرهاد خیلی اطمینان دارد حتی با دیدن لباس زنانه در حیاط خانه اش هم به همسرش مشکوک نمی شود تا جایی که بالاخره خود زن را خیلی تصادفی در اتاقش می بیند. این اشکالی است که به من و فیلمنامه مربوط می شود. او تا آخرین لحظه سعی می کند کمی از مشنگی و علاقه بسیار زیادی که به همسرش دارد کم کند و عاقلانه تصمیم بگیرد ولی همچنان دوست دارد شوهرش به سر خانه و زندگی اش بازگردد. یادمان نرود لیلا نمونه شیک یک زن سنتی ایرانی است. زن سنتی پایبند است؛ می سوزد و می سازد.

● بعضی از شخصیت های فیلم اضافه اند. یعنی شخصیت های فرعی هستند که خیلی فرعی باقی می مانند. مثل مرجان که در آن کافی شاپ کار می کند یا سیمین که به طور کلی از فیلم می رود یا مریم (وکیل) که خیلی حضور دراماتیک ندارد یا حتی شخصیت رضا (شریفی نیا) که نقش چندانی در پیشبرد داستان ندارد.
▪ به طور کلی حرفت را قبول دارم ولی راجع به شخصیت رضا (شریفی نیا) با این حرف موافق نیستم چون رضا به فرهاد خط می دهد و در روند داستان نقش دارد و تماشاگر و فرهاد نمی دانند خطی که رضا می دهد در این راستا است که فرهاد به این کار ادامه بدهد یا اینکه دندان طمع را بکند. این تعلیق در مورد شخصیت رضا را دوست دارم. مخاطب نمی فهمد رضا طرف مردهاست یا زن ها. ولی در مورد مریم و مرجان درست می گویی. این شخصیت ها دچار آشفتگی هستند. اما بدتر از همه اینها شخصیت فرزند نازنین است.

● بله من هم منتظر بودم این شخصیت کارکردی در روند داستان پیدا کند.
▪ حتی اگر هم بدون دلیل هست می توانست به قصه آویزان باشد و همین حالتش مساله ساز و آزاردهنده باشد. حالا که فیلم را می بینم با خودم می گویم ای کاش این بچه مثلاً در صحنه خواستگاری یک معضلی را به وجود می آورد. البته این نکته را من خودم برای اولین بار است که می گویم و کسی به آن اشاره نکرد. برای تماشاگر که اصلاً مهم نیست، نه اینکه نفهمد بلکه به این فکر می کند که ماجرا بر سر چیز دیگری است. مرجان اضافه است، مریم اضافه است ولی برای مخاطب اهمیت ندارد، او می خواهد بداند بر سر فرهاد چه می آید و بقیه چیزها خیلی به نظرش نمی آید برای همین هم دوست وکیل لیلا خیلی نمود ندارد و به نظر نمی آید در صورتی که کل برنامه ریزی ماجرا متعلق به اوست. شاید باید مستقیماً اشاره می شد که این نقشه را او کشیده است، در صورتی که وکیل است راه های قانونی را برای رسیدن به مقصود و حق شان را مناسب نمی داند و به طور شخصی اقدام می کند.



نوشته شده توسط mahiar
بازدید: 84 نفر

:جستجو

30 مطلب آخر:

» روح بیلی وایلدر مرا ببخشد
» آغاز خوب تازه‌های اکران در پایان بهار
» فیلمبرداری "چارچنگولی" 10 روز دیگر تمام می‌شود
» اجرای "مرگ تدریجی آقای ترکاشوند" به تعویق افتاد
» بهروز افخمي: «عمليات 125»بيشتر شخصيت محور است تا حادثه محور
» «بچه‌هاي ابدي»؛ بهترين فيلم جشنواره بين‌المللي آذربايجان
» «رامبد جوان» با «نشاني» جديد در شبكه جام‌جم
» فيلمبرداري «بي‌پولي» از نيمه گذشت
» فیلمبرداری "دو خواهر" به پایان می‌رسد
» «مسعود كيميايي» اواسط تير، «شريك» را شروع مي‌كند
» نوع اجراي ترانه برگرفته از فضاي طنز سريال است
» تله‌فيلم «فرزاد مؤتمن» به «كلاف» تغييرنام داد
» «مادر» از شبكه دو به روي آنتن مي‌رود
» سفر «بزرگمرد كوچك» 12 تيرماه آغاز مي‌شود
» حامد‌بهداد: مشتاقانه منتظر ديدن مردم در كنسرت گروه‌داركوب‌ هستم
» «سه زن» در جشنواره‌ي فيلم اروپايي بروكسل
» "بی‌پولی" با یک بازیگر جدید در بزرگراه نیایش
» فيلم‌نامه‌اي چاپ نشده از «ملاقلي‌پور» منتشر مي‌شود
» حضور گوينده راديو در تلويزيون مي‌تواند به خيال‌انگيز بودن راديو لطمه بزند
» «پنهان اما آشكار» حسین لطیفی كليد خورد
» الوند روی صندلی کارگردانی "خسته‌دلان" می‌نشیند
» شهلا ناظريان: در سري جديد تغيير چنداني نداريم
» «پوران درخشنده»؛ در حال انتخاب بازيگران مجموعه «روزهاي زيبا»
» اسکندری در "پرواز یک رویا" بازی می‌کند
» «بهروز افخمي» همراه بازيگران از هلي‌كوپتر پريد
» «كيومرث پوراحمد» با «سرنخ2» به شبكه‌پنج مي‌آيد
» گیل‌آبادی :نمی‌خواستم وارد فضای مدیریت هنری شوم
» حضور بازیگران حرفه‌ای در قصه‌های پرپیچ و خم
» «جورج كلوني» در «گردشگر» جاسوس مي‌شود
» عزیزی: مدیریت اداره برنامه‌های تئاتر موفق عمل کرده است
بیشتر ...

بایگانی:

ماهانه
June 2008

May 2008

April 2008

March 2008

February 2008

January 2008

December 2007

November 2007

October 2007

September 2007

August 2007

July 2007

April 2007

March 2007

February 2007

January 2007

December 2006

November 2006

موضوعی
Bollywood
Fun
HollyWood
Iran Cinama
Music
News IT
Other
Science
Sport

دوستان:

   


Copyright 2006 Tafrihi , All Rights Reserved